خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





     
    دل نوشته ای برای شهید شاهدم "محمد رضا امانی"
     
    حسن محمدنیا
     
    سالهاست به احترام نام و رسالت پیامبری ات مردمی به احترام ایستاده اند.... قلبهای بی شمار مردان و زنان این شهر به وسعت میدان ایثار و از خود گذشتگی ات و به حرمت جوهر قلمت و جوهر جانت که جاری شد،جاری شد... تا برای همیشه بمانی؛ بمانی و شاهد روزهای بی کسی اهل قلم باشی...
     و شاهد روزهای بی کسی مان باشی؛ روزهایی که  صدا چه بلند چه آرام ؛هرچه شاهد می طلبد از کسانی که وظیفه شاهدی دارند تا باشند، و بایستند، و  برای چرایی و چگو نگی  غربت قلم دلیل و درمان آورند؛ ولی دریغا که نبودند و یا... بودند و چشم شجاعتشان را بسته بودند...
     
    دوباره سراغ تو امدیم تا گزارشی بزنی برای غربت قلم و اهل قلم، در این شهر...
    شاهد باشی برای چشمان منتظر و مهربان هزاران عابری که از کنار دکه های این شهر می گذرند و دنبال یک آشنا در  غروب دکه های  شهر می گردند..
     
    شاهد باشی کسانی که می خواهند صدا و تصویر  موفقیت های فرزندان شهرشان و یا...شاید نابسامانی های شهرشان را در جایی انعکاس دهند اما دریغ از یک نشریه خودمانی.....
     
    شهید عزیز! دلمان خیلی گرفته؛ای سنگ صبور دردهای ناگفته قلم، ای که نام بلندت پرچم حق خواهی و حق گویی است، بر تارک نابسامان قلم در این روزگار.....، شاید حرمت نام تو تلنگری باشد بر خواب خود خواسته آقایان و سروران قلم!.. ....شاید!
     و تو....ای!
    شهید !
    تو  شاهد باش! برای دغدغه های غریبانهء اهالی قلم که هرچه ناملایمت می بینند ولی همچنان امیدوارانه و صبورانه منتظر بهبودی  اوضاع هستند، ....با احترام، نجیبانه در کنار قلم ایستاده اند، هرچند با قامتی خمیده،  ولی با سری؛ سربلند !......

    این مطلب تا کنون 15 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : شاید ,شهید ,شاهد روزهای ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده